همشهری آنلاین - یکتا فراهانی: تصور کنید در جهانی زندگی میکنید که دو گونه کاملاً متفاوت از انسانها، با دو استراتژی کاملاً مجزا برای بقا، در یک جغرافیا روبروی هم قرار میگیرند. یکی کوتاه، چهارشانه و مجهز به بدنی تنومند برای جنگهای تنبهتن با کرگدنهای پشمالو؛ و دیگری بلندقامت، چابک و ساختهشده برای دویدنهای طولانی در دشتهای آفریقا. این فانتزی نیست، این واقعیت زمین در دوران یخبندان است.
دو بدن متفاوت برای دو ماموریت کاملاً مجزا
با یک نگاه ساده به ساختار اسکلتی دو گونه مختلف انسان، تفاوتهای ساختاری آشکار میشود. نئاندرتالها جمجمهای کشیده، پیشانی کوتاهتر، ابروهای برجسته و دندانهایی بزرگتر داشتند. بینی آنها پهنتر و بلندتر بود؛ یک شاهکار تکاملی برای گرم و مرطوب کردن هوای خشک و منجمد عصر یخبندان و رساندن اکسیژن کافی به بدنی که سوختوساز فوقالعاده بالایی داشت. یک نئاندرتال روزانه به ۵,۰۰۰ کالری انرژی نیاز داشت، یعنی تقریباً معادل یک دوچرخهسوار در مسابقات تور دو فرانس!
در مقابل، انسان هوشمند بدنی باریکتر، کشیدهتر و قفسه سینهای باریکتر داشت که برای دویدنهای استقامتی در گرمای آفریقا بینقص بود. درحالیکه حجم مغز نئاندرتالها حتی کمی بزرگتر از ما بود، شکل بدن آنها کوتاه و بهاصطلاح "بشکهای" طراحی شده بود تا گرما را در بدن حفظ کند؛ شبیه به ساختاری که امروزه در بدن اسکیموها دیده میشود.
نبرد تنبهتن با ماموتها
نوع اقلیم و فیزیک بدنی، استراتژیهای شکار این دو گونه را کاملاً متفاوت کرده بود. نئاندرتالها شکارچیان تقابلی و شجاعی بودند. آنها از روش کمین استفاده میکردند و با نیزههای سنگین خود بهصورت تنبهتن به حیوانات عظیمی مثل بیسونها، اسبهای وحشی و حتی ماموتها حمله میکردند. به همین دلیل، اسکلتهای آنها پر از آثار شکستگی و جراحتهای شدید است.
تکنولوژی در دنیای نئاندرتالها
به گزارش TheCollector برخلاف کلیشههای قدیمی، نئاندرتالها توانایی تفکر انتزاعی و خلاقیت داشتند. ژن معروف FOXP۲ که عامل اصلی توانایی گفتار و زبان در انسان مدرن است، به همان شکل در دیانای نئاندرتالها نیز کشف شده است؛ این یعنی آنها بهاحتمال زیاد با یکدیگر صحبت میکردند.
در غار «لا پاسیگا» در اسپانیا، نقاشیهای دیواری نردبانی شکلی پیدا شده که قدمت آن به ۶۴,۸۰۰ سال پیش بازمیگردد؛ زمانی که هنوز پای انسان هوشمند به اروپا باز نشده بود! همچنین در غاری در فرانسه، ساختارهای دایرهایشکلی از استالاگمیتها با قدمت ۱۷۵ هزار سال کشف شده که نشاندهنده قدیمیترین سازه ساختهشده دست بشر است.
بیشتر بخوانید :
وقتی نئاندرتالها برای هم اشک میریختند
شاید زیباترین بخش داستان نئاندرتالها، شواهد مربوط به شفقت و دلسوزی در میان آنها باشد. در غار «شاندر» در کردستان عراق، اسکلتی به نام "ناندا" کشف شد که بین ۳۰ تا ۴۵ سالگی مرده بود. بررسیها نشان داد او در جوانی بر اثر یک ضربه سهمگین بهصورت، احتمالا یک چشم خود را ازدستداده، مبتلا به شکستگی پا و ستون فقرات بوده و بازوی راستش نیز قطع شده بود. این یعنی اعضای قبیله از او مراقبت میکردند، به او غذا میدادند و جراحتهایش را درمان میکردند. همچنین، پیداشدن گردههای گل در محل دفن او، فرضیه دفن آیینی و محترمانه مردگان را تقویت میکند.
پاشنه آشیل پسرعموهای قویجثه
نئاندرتالها در گروههای کوچک، منزوی و بسته زندگی میکردند. ازسویدیگر، جوامع کوچک یعنی تبادل دانش کمتر. اما انسانهای هوشمند در شبکههای بزرگتر و متصلبههم زندگی میکردند؛ امری که باعث انتقال سریع تکنولوژی، یادگیری مهارتهای جدید و رشد انفجاری جمعیت آنها شد. نئاندرتالها در نهایت، در سیل جمعیت و ارتباطات گسترده ما حل شدند.
نظر شما